تعویض کن دلم را همراه پرچم خود، مَحرَم نما مرا با ماه مُحَرَم خود/مزد محرمم را یک کربلا نوشتند، سود زیاد بردم پیش تو با کم خود/ در دم خرید زهرا وقتی دو دم گرفتیم، از دم خرید مارا با ناله و دم خود/ پیغمبران زمان سختی “حسین” گفتند، اعجاز کردهای تو با اسم اعظم خود/ وقت نزول رحمت من نیز بهره بردم، باران درست کردم با اشک نم نم خود/ بعد از گذشت عمری بیچارگی کشیدن، وقتش شده بسازی از بنده آدم خود/ قابل بدان دو چشمی که از غم تو خون شد، بر چشم گریهکنها بگذار مقدم خود/ دردم زیاد اما زخم تو بیشتر بود، حق داشت نوکر تو یادش رود غم خود/ درهم خریده مارا محشر اگر خداوند، چونکه شفیع مایی با جسم درهم خود/ آب فرات با اینکه مهر مادرت بود، محروم شد لبت از حقِ مُسَلَمِ خود/ شد زینب صبورت، صبرش تمام وقتی، گفتی بیا کنارم با جسم مبهم خود...
هنـرمنـد
لینک کوتاه
آثار مرتبط
نظرات